شهدای شلمچه

با سلام ، جای همگی شما خالی . در این چند روز اخیر در پی ماموریتی اداری که همراه برخی از همکاران فرهنگی به استان سیستان و بلوچستان عازم شدم به شهر سراوان نیزرفتیم و با واقعه ای که در روز ۱۴/۹/۸۲ دراین شهرستان که مردم آن با فقروتنگدستی دست و پنجه نرم می کنند از نزدیک آشنا شده و بسیار متاثر از چنین رویدادی شدم که نه درآن امورسیاسی دخالت داشت ونه مسائلی که ناشی ازمسائل فرهنگی ،اقتصادی و ...دخالت داشته باشد بلکه مظلومیت شیعه سر انجام با ناملایمات آن آشکار و هویدا گشت و اما ماجرا :

در پی تعقیب و گریز نیروی انتظامی با افرادی که قاچاق سوخت انجام می دادند بر اثر در گیری مسلحانه بین آنها خودروی قاچاقچی هامنهدم و بالاخره چند قاچاقچی زخمی و متواری گردیدند و پنج نفر از مردم بیگناه کشته و عده ای نیز مجروح به بیمارستان منتقل شدند . براثر شایعات منتشر شده توسط قاچاقچیان مزبور مبنی بر اینکه کشته و مجروح شدن مردم توسط شیعیان انجام شده است مغازه های شیعیان ،که همگی در یک خیابان بود به همراه یک بانک که در چهارراه قرارداشت به آتش کشیده و اموال آن غارت شد . نکته مهم و جالب اینجاست که به تنها ماشین آتش نشانی شهر هم رحم نکرده و آن را نیز به آتش کشیدند و مدت زیادی شهر را در وضعیت بحرانی قرار دادند به طوریکه امام جمعه شیعیان با نزدیک شدن اذان ظهر خودش با گفتن اذانی دلنشین مردم را به اقامه نماز جمعه دعوت نموده وبا سخنرانی خود در خطبه های نماز جمعه مردم را به آرامش فرا می خواند . درفرازی از خطبه ایشان چنین زیبا از مظلومیت شیعه زبان می گشاید : 

ای مسلمانان هم وطن شما را چه شه که ،مغازه مسلمان سنی افغان در امان است ،مغازه مسلمان سنی پاکستانی در امان است اما مغازه مسلمان شیعه وطنی را به آتش می کشند و شما سکوت می کنید ؟ آیاایناست وفای مسلمان ایرانی ؟!

و با برگزاری نماز جمعه و با تکبیر های بسیار زیبا ودلنشین نوجوان بسیجی فضای بوجود آمده فضائی بسیار معنوی و حزن انگیز ایجاد می شود و قائله پایان می یابد.

در پایان این ماموریت نیز ملاقاتی با امام جمعه محترم شهر داشتیم و از مقبره شهدای گمنام کربلای  ۵ شلمچه که در زیر حیاط مسجد جامع شهرکه با همت ایشان بنا شده بود دیدن نموده و با آن شهیدان تجدید میثاق نمودیم.

وقتی در فضای معنوی این مقبره الشهدا قرار گرفتیم با آتار گچبری و نقاشی استاد فرشچیان (اسب و ...در واقعه عاشورا ) و نوشته های بسیار زیبا از کلام ا...مجید و فراز هائی از زیارت عاشورا روبرو شدیم که به سختی می توانستیم از آن مکان نورانی که یادآور رشادتها، جانبازیها و ... بود دل بکنیم اما چه باید می کردیم وقت ذیق و به ناچار باید وداع می نمودیم.یاد تمامی شهداگرامی و روحشان باشهدای کربلا محشورباد. خدانگهدارتان.    

 

/ 48 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Maysam Arbabi

با سلام.ببخشيد شما اسم محمد اربابي تو جبهه به گوشتون نخورده؟ يا آشنا نبودين باهاش؟ دنبال اشناهای پدرم ميگردم. ممنون ميشم با ای ميل جواب بديد. يا حق.

mahdi

ببينم اگه الان من بگم اين جنگ و شهدا و جبهه همش حرف و خياله شما خيلی عصبانی ميشی نه؟ اگه بگم شهدا هم يه عده آدم معمولی بودن رفتن جنگيدن و مردن همين، داغ ميکنی نه؟ اگه بگم اينها ميخوان ما رو با اين حرفا خر کنن ميخوای سر به تنم نباشه نه؟ اگه بازم بگم... نه نميگم چون با حرف گربه سياه که بارون نمياد نه؟ خوش بحالتون که رفتين و ديدين. ما که فقط با شنيده ها خوشیم. يا حق

مسیحا

سلام، آقا! شما هم با اين وبلاگتون آبروی همه بروبچ رو برديد!! اگه بچه های جنگ هم مثل شما بودن و سالی يه بار هم به منطقه عملياتيشون سر نميزدن که حالا معلوم نبود چی ميشد. يه يا علی بگيد و حداقل ماهی يه بار هم که شده وبلاگتون رو به روز کنيد. يا اينکه کرکره ها رو بکشيد پايين و خيال ما رو هم راحت کنيد! يا حسين

فاطمه

همه چیزش قشنگ بود ولی ای کاش زودتر بروز بشه یا حق ...

قلمدار

همه رفتند و ما در جا زديم... (چه به هوای اين روزهای وبلاگ می خورد)

فاطمه

ای تنهای بی نشانم ای امید همیشه همراهم یادم هست لحظاتی رو که با نام تو دوران خوش کودکیم رو سپری کردم ای دستگیر وقت بی کسیم ای تنها یادگار یاس ای سبزترین پادشاه ناس ای بزرگ یوسف کنعان دل زجان و دلم دوست دارمت گرچه خطا گه و بیگاه امانم بریده است اشکان چشم تو را چه بسیار به رویت کشیده است آن ماه رخش تو را ز غمها شکسته است ای مهر من ز جان و دلم دوست دارمت ========سلام و عیدتو ن مبارک ========در پناه خدای مهربون

daei

///لام ... آقا ما ارادت کاملا داريم. خوشحال می‌شويم که به ما افتخار مديريت افتخاری بديد و مديريت گروهی را انتخاب کنيد. اگر زمان و حوصله‌اش را داشتيد من در خدمتم .

daei

///لام . عارضم به حضورتان . مدتی پيش مشکلی در پابليش کردن بود که مرتفع شده. اگر مشکل فقط از وبلاگ شماست پيگيری می‌کنم .

یک منتظر

سلام وبلاگتون خيلی خوب بود... موفق باشيد......... ياعلی.............

لیلی

بعد از انتخابات پردروغ،رویت میشه به روز کنی آقا؟یا شما هم ترجیح دادی چشماتو ببندی و با تلویزیون دروغگو هم صدا بشی و از خوبی و شادکامی بگی؟ چقدر دوستتان داشتم و برای خودتان و جنگ احترام قائل بودم و چقدر ازت بیزارم من کسی بودم که سرم می رفت نماز شبم نمی رفت.حالا نماز نمی خونم.ولی هروقت کسی رو می بینم که نماز می خونه دلم می گیره.شما باعث شدید که از پرستش به شیوه شما ها بیزار باشم.