هفته دفاع مقدس گرامی باد

به نام او که قادر و تواناست .

همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس اين وبلاگ شروع به کار نمود

سلام. ابتدا برخود واجب ميدانم از پسر گلی که : 

مجيدزورو در سه ماهگي با اسلحه پدر-كردستان626

در طراحی اين وبلاگ زحمت زيادی متحمل شده و می شود يعنی فرزند عزيزم ZOROO تشکر و قدردانی نمايم و برای او آرزوی سلامتی ، موفقيت و عاقبت به خيری از خداوند متعال داشته باشم .

علی رغم اينکه راه اندازی ابتدائی اين وبلاگ آغاز شده و هنوز به دليل ذيغ وقت اقدام بايسته ای در تکميل طراحی آن صورت نگرفته ،همچنين هيچ توضيحی در مورد اهداف آن به تحرير نرفته است ، عزيزانی با ارسال پيام های جداگانه خود 25kiloرا مورد لطف وشرمندگی قرارداده اند که بدينوسيله از يکايک آنها بی نهايت تشکر و برای همه آنها آرزوی توفيق روز افزون دارم. 

نظربه اينکه بنا به مشغله شغلی و همچنين امور مربوط به خانواده نمی توانم هرروز به پيام ها و نوشته های مندرج در وبلاگ خود رجوع نمايم فقط امکان پاسخگوئی به پيام های دوستان هفته ای يک بار برايم ميسر است لذا ضمن تقدير و تشکر از همه عزيزان وبلاگ نويس، در آينده ای نزديک پاسخ پيام های اختصاصی مانند افاضه اخير نويسنده iran را خواهم داد .

ضروری است قبل از آنکه در مورد نام وبلاگ سئوالی از جانب مخاطبين بشود ، پاسخ آن نيزبه طور خلاصه ارائه گردد. 25kilo نام مستعاری است که يکی از سرداران بزرگ جبهه و جنگ ( شهيد غلامعلی پيچک ):

 25 نهمخ لقبي است كه سردار رشيد جبهه شهيد پيچك به اين بنده حقير اهدا كرد

 در سال ۱۳۵۹ به سبب جثه کوچک و جسمی ضعيف و نحيف برای اين بنده ناچيز هديه نمود .  تا هفته بعد و روءيت پيام های عزيزان وبلاگ نويس خدا نگهدار.

/ 16 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hamadomamado

سلام خيلی زود وبلاگ شما راه اندازی شد . از اين بابت خيلی خوشحال شدم. اميدوارم در تمام کارهايتان موفق باشيد. يا حق

mehdi

اميرزا تبريک عرض می کنم

shima

سلام عموی عزيز شروع وبلاگتون که عاليه با قدر دانی از پسر پسر خوشحال از پسر

سیدعلی

بابا با اين پسری که داری نه نياز به تبليغات داری، نه مدير سايت،‌ نه پسر! / خاطرات جنگ اگر واقعی و ناب و بدون سانسور باشد، قابل تحمل است والا نه / من يک سوال دارم و ان اينکه شنيده ام در زمان جنگ يکی از تدبيرهای فرماندهان خيلی رده بالا اين بوده است که عده ای را به تله بياندازند و بدون پشتيبانی رها کنند و بعد از جاي ديگر عده ای شروع کنند. مثل کربلای ۴ و پنج. من قصد بی احترامی ندارم ولی حرف را بدون مدرک از کسی نمی پذيرم نه از گوينده حرف قبلی نه از شما رزمنده سابق... / هفته دفاع مقدس گرامی باد.

خاطرات جبهه

با سلام ، افتخار می کنم که گل پسری اينچنين با ايمان و متقی دارم که با افکار الهی از هر انگشتش هنری به ارمغان می آورد . در مورد وضعيت عمليات کربلای ۴ و ۵ افاضه فرموديد ! با توجه به گفته خودتان برای شما شنيده ها ، خاطرات و ... ، ملاک نمی شود! ( پس حرفهای غير مستدل را بشنو و باور نکن!) چه مدرکی بالاتر از اينکه اغلب فرماندهان رده بالای کربلای ۴ و ۵ در همان عمليات ويا در عملياتهای ديگر به خيل شهيدان پيوستند . آيا می دانيد هدف اين عمليات چه بود ؟ هدف آن انهدام نيروهای دشمن در منطقه عملياتی غرب اروند رود ( جنوب خرمشهر ) بود .نکته مهمتر نتايج اين عمليات است که به کشته و زخمی شدن ۷۰۰۰ نفر بعثی واسير شدن ۶۰ نفر از آنهامنجر شد . لازم است در پايان از گرامی داشت هفته دفاع مقدس توسط شما تشکر نمايم .در ضمن ما که باکی از دشمن نداريم ، هنوز هم در وقت مناسب برای دفاع از اسلام آماده رزميم . خدا نگهدارتان .

nahid

با سلام و تبريک به رزمنده هائی که هنوز زنده اند ...و جای آن دارد آمرزشی بگو ئيم برای آنها که بيگناه جنازهايشان در ‌‌ذباله دانها افتاد و يا در خاکهای بيگانه دربدر وبيمار در بيمارستانها ...و تيمارستانها دغمرگ شدند.........هر کجای دنيا که با زحمت سقفی بسازی..وسفره ای پهن کنی وطن است..... فدای نازنينان

راد

حالا متوجه شدم که چرا ۲۵ کيلو را برای خودت انتخاب کردی ... يا علی جوانمرد و برای ترويج چنين وبلاگ ارزندهای تا دقايق ديگه شما و اون مجيد شيطونو لينک می کنم . لطفا به او نيز خبر اينکارو بديد . يا مرتضی علی

zahra

سلام خسته نباشی بسیجی لبخند که یادت نمیره منخارج از ایران خیلی دلم برای ایران تنگ شده بود برای هواش معنویتش وبچه های باحالش به هر حالخوشحال شدم ازاینکه این وبلاگ من را یاد چیزهای قشنگی انداخت که نزدیک بود فراموش کنم یا علی بارک الله

مجيد

من درحال تهيه يك جزوه براي يك اردو به مناسبت هفته دفاع مقدس هستم (براي كارمندان يك شركت )وبه دنبال يك جدول(پازل) ونيزتعدادي سئوال در اين رابطه مي گردم اگرچيزي سراغ داشتيد به آدرس من ارسال كنيد خيلي ممنون.

ساز

سلام ميخوام بگم که خاطرات رو شنيدن تنها فايده ندهره چون ما نمی تونيم خودمون رو به اون فضا ببريم : چون دنيايی که ما برای خودمون ساختيم خيلی با اون ها فاصله داره ؛ اونا خودشون مرد بودن و مردونه زندگی کردن ؛ دورورشون همه مرد بودند چه قشنگ گفت شهيد چمران : وقتی که شيپور جنگ نواخته می شود مرد ار نامرد شناخته می شود پس ای شیپور چی بنواز . اس مرز ميان مرد و نامرد گر مرد رهی دوباره برگرد آره ما تو نامرديها غرق شديم بخاطر همين هم خاطره اون مردای مرد تنمونو به لرزه در میا ره