این قلم و خاطرات جبهه

خاطرات شخصی‌ام از دوران پرحماسه دفاع مقدس

 

 

 

 

دهه فجر

"" به بهانه دهه فجر انقلاب اسلامی ""(قسمت اول)

با سلام ،                                                                 

هجده ساله بودم که یواش یواش با وابستگی بی حَد و اندازه شاه به اجانِب و چَپاوُل ثروت مملکتمون توسط اونهاو مسائلی که منجر به عدم آگاهی مردم نسبت به اتفاقاتی که در مملکتم می گذشت توسط یکی از بچه های محله مون آشنا شدم و در جلسات مخفیانه ای که در خونه دوستانِ کاملاً مطمئن (اکثراً بچه های مسجدامام صادق"ع"خیابان طاووسی بودند) تشکیل می شدشرکت کرده و با دیدگاه های شخصیت های مذهبی و سیاسی درمورد اسلام و مطالعه نوشته ها وگوش دادن نوار های سخنرانی امام خمینی"ره" آشنائی پیدا کردم.رفته رفته باجنایاتی که ایادی شاه دراین سالهای منتهی به سال 1357 مرتکب شده بودند مردم مظلوم به ستوه آمده وتموم شهر ها از جمله تهران به تظاهرات و اعتراض به سیاست های مستبدانه شاه کشیده شد.

نوزده سالَم بود که با همکاری دوستانِ مطمئن و انقلابی باتشکیل انجمن اسلامی دردبیرستان رضاشاه ملعون(به نظرم مهر ماه سال57 بودکه انجمن اسمش رو به نام شهید عسگری زاده تغییرداد) تونستیم همکلاسی هامون رو هم به جمع خودمون دعوت کنیم و مواقعی که قرار بود تظاهرات بشه مدرسه رو به تعطیلی بکشونیم. وضعیت طوری شده بود که مرتب اخبار وحوادث و اتفاقاتی که رخ میدادرو پیگیری می کردیم (البته نه از رادیو و تلویزیون بلکه از طریق بچه های هیئت )تا اینکه بهمنِ سال 57 رسید.قرار بود امام خمینی "ره" به ایران بیاد و امام هم اومد و انقلابی که وعده داده شده بودرخ داد(فجر پیروزی از راه رسید).

نزدیک به بیست سالَم بود که دیپلُمَم روگرفتم و برای انجام وظیفه درسال58 وارد سپاه شدم ، بیست و یک سالَم بود که توفیقی حاصلم شد با توصیه شهید بزرگوار غلامعلی پیچک به کردستان رفتم ،پس از ازدواج و صاحب فرزند شدن وشروع جنگ توسط دشمن بعثی عراق ورفتن مجدد به کردستانُ و اهوازُ و اندیمشکُ وعملیات مرصادُو...نوبت به پذیرش آتش بس توسط امام راحل و خاتمه جنگ شد و ادامه ماموریت مادر اندیمشک(بیش ازیک سال) و پس از اون برای بازسازی کشور راه رو ادامه دادیم ، حالا از اون سالها خیلی گذشته،یاد بادآن روزگاران، یاد باد به قول سردارصفوی:

انقلاب اسلامی موجب تغییر موازنه قوا در مقیاس جهانی به سود ملت های اسلامی شد

دوازدهم بهمن امسال هم که وارد سی اُمین سال انقلاب اسلامیمون شدیم و جشن سالها استقامت در برابرظلم وجوردوران سِتَم شاهی رو در پی می گیریم مارو به همایش تجلیل ازپیشکسوتان جهاد و شهادت (که توسط سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح برگزار شده بود)دعوت کردند،اون هم چه همایشی که دراون حدود250 نفرازپیشکسوتان جبهه وجنگ ازارتش وناجا(کمیته،شهربانی و ژاندارمری و... )و سپاه به نمایندگی از سایر عزیزان راست قامتِ نیروهای مسلح که سالیان سال دور از زن وبچه به دفاع از سرزمین اسلامیمون خونِ دلها خوردند و نگذاشتند یک وجب از خاک وطنمون دست بیگانه بِیُفته (بله حالا به به سن ۵٠ سالگی رسیدمُ یک سالی هست که به جمع بازنشسته ها پیوستم البته به قول همقطاراهنوز راست قامتیم و به وظیفه دفاع از ارزش ها و...مشغولیم)به این همایش دعوت شده بودند.

 جاتون خالی،خیلی خوش گذشت مخصوصاًاجرای نمایش گروه دستان . 

   خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()