این قلم و خاطرات جبهه

خاطرات شخصی‌ام از دوران پرحماسه دفاع مقدس

 

 

 

 

ادامه ماموریت به ...(قسمت دوم)

"" ادامه ماموریت به سقز،این باربا خانواده ""

                                                                                                  (قسمت دوم)

   با سلام ،

همونطور که در قسمت قبل ذکر شدحبیب(بعد ازآخرین باری که به خونه اش در پونک سر زدیم الان چند سالیه ازش خبرندارم)وحاج آقامرتضی(آخرین بار درمراسم عروسی حمید پسر دومَم همدیگه رو دیدیم) که منتظرمون بودند با دیدن ما خوشحال شدند و کمک کردند تا اساس هامون رو تو خونه سازمانی(خونه ای که سه اتاق ،یه آشپزخونه،یه حموم ودستشوئی داشت و هراتاق هم متعلق به یه  خونواده و قراره مشترکاً با هم زندگی کنند) کنار پادگان (که این پادگان قبل از انقلاب متعلق به ساواک بود)خالی کنیم. بعدازدیدن هم واحوال پرسی از همدیگه ما آقایون به یِه اتاق رفتیم و خانومها هم طبق معمول به آشپزخونه . پس از چند دقیقه ای یکی از خانومها آقاشون رو صدا زدکه نهار آماده است،

( به عبارتی نُخود نُخود هرکه رَود خانه خُود.در ضمن اتاقهامون رو هم قبلاًمعلوم کرده بودیم)

و جاتون خالی غذائی رو که برای نهار درست کرده بود بقیه خانومهابه اتاقها بردند در این بین خانم مرتضی اومدوگفت :

 مجید رو بدین پیش ما باشه تا شمابا خیال راحت غذاتون رو بخورید (ازاون اصرار و ازما انکار) بالاخره پس از راضی شدن عیال، مجید رو گرفت و به اتاقشون بُرد.

بُردن مجید یک ماهه ماهمانا و نقاشیِ روی بَدَن نازاون هم همانا.این نامردا از موقعیت سوءاستفاده کرده بودند و تموم بَدن مجید ما رو نقاشی کرده بودند.

 خلاصه سَرِتُونَو در نیارم وقتی نهارمون رو خُوردیم بعد ازمدتی عَیالم که تازه داشت با خُونِواده همکارام آشنا می شد رفت صدا زد و مجید رو گرفت وبه اتاق آورد.کمی گذشت وعَیال این بدنِ نازِ نقاشی شده رو دید، بُغض گرفتِش و نَتُونست خودش رو نگه داره زَد زیر گریه که:

آخه این رسم مهمون نوازیه چطوری دِلشُون اومد بدن ناز این بچه یک ماهه رو نقاشی کنند!!! من هم که خیلی ناراحت شده بودم حالا مشغول دِلداری عَیال سِیّده شدم :که عزیزِ دلم این که چیز مهمی نیست!!! اینا شوخیِ بچه بسیجیاست دیگه. ناراحت نشو...    

   خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

در ضمن پسر گُلَم (مجید) مطلبی را در سایت خودش قرار داده که خیلی جالب و دیدنی است .

حتماًببینید:    www.raavy.ir

   + ۲۵ کیلو ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()