این قلم و خاطرات جبهه

خاطرات شخصی‌ام از دوران پرحماسه دفاع مقدس

 

 

 

 

"" غزه یعنی یک سنگر مقاوم در برابر تجاوز ""

"" غزه یعنی یک سنگر مقاوم در برابر تجاوز ""

 امام خمینی (ره) :                                                       

آمریکا که چنگ و دندان در منطقه نشان می‌دهد ازمهره‌ای چون اسرائیل که مجری جنایت‌های آن در منطقه است به طور کامل پشتیبانی می‌کند و بازی‌های سیاسی اینان را نباید از نظر دور داشت.

رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به اسماعیل هنیه: 26/١٠/٨٧

شما همین امروز هم پیروزید و با ادامه این ایستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بیشتر به ذلت و شکست خواهید کشاند.  

   با سلام ،

 همانطور که می دونید این روزها اتفاقاتی در خاور میانه افتاده که بی ارتباط با دستاورد های انقلاب اسلامیمون نیست و اون صدور انقلاب ما به سرتاسر جهانِه لذا لازم دونستم اگه نمیتونم به دلائلی که رهبر فرزانه مون فرمودند برای کمک به اونها بشتابم مطلبی رو دراین ارتباط در وبلاگم درج می کنم.

بالاخره رژیم صهیونیستی با اعلام آتش‌بس بصورت یکجانبه پس از 22 روز مقاومت جانانه مردمِ غزه در برابر فجیع‌ترین جنایات جنگی، ، شکست رو پذیرفت و در برابر ملت مقاوم فلسطین تسلیم شد. هر چند ایهود اولمرت ملعون قبل از اعلام خبر آتش‌بس سعی کرد رژیم صهیونیستی رو پیروزِ این نبرد اعلام کنه واین‌طور وانمود کنه:اسرائیل در این جنگ به تمامی اهداف و خواسته‌هاش رسیده، لکن واقعیت چیز دیگه ایست. صهیونیست‌ها سَعیشون براین بودکه جریان حماس رو که فکر می کردند یک گروه ناچیز بیش نیست ظرف حداکثر 10 روز از بین می برند و شهر غزه رو تحویل نیروهای حکومت خودگردان و محمود عباس بدهند لکن همون روز‌های اول، فلسطینی ها ثابت کردند که حماس یعنی غزه وغزه یعنی حماس وغزه یعنی یک سنگر مقاوم در برابر تجاوز و دژ تسخیر ناپذیری که تمام جمعیت 5/1 میلیون نفری اون به عضویت حماس در آمده و از جریان مقاومت دفاع می‌کنند.

ارتش رژیم صهیونیستی آنچنان در گِل فرورفت که چاره‌ای جز اعلام آتش‌بس برای نجات خود نداشت. ملت غزه در این جنگ نابرابر پیروز شد و شکست سنگین دیگه ای همچون شکست جنگ 33 روزه بر هیمنه‌ی بر باد رفته ارتش رژیم صهیونیستی و کابینه اولمرت وارد کرد. این پیروزی که پیروزی اسلام بر کفرجهانی ست (( پیروزی خون بر شمشیر ))بر تمامی آزادی‌ خواهان و عدالت پیشگان و سنگرنشینان جبهه حق مبارک باد.

 درپایان عرایض ،خلاصه ای از نوشتار دوست عزیزم برادر بزرگوار سعدالله زارعی را برای آشنائی بیشتر بازدید کنندگان از سابقه سرزمین های اشغالی توسط رژیم صهیو نیستی درج می کنم.

حدود 42 سال است که (غزه جزء مناطق اشغالی رژیم صهیونیستی در سال 1967 م است) این منطقه تحت اشغال یا فشار مستقیم اسرائیل است . غزه تا سال 2004 دراشغال مستقیم بوده و پس از پایان اشغال هم در شرایط سخت محاصره قرار داشته‌ است. به گونه‌ای که مردم این منطقه هیچ‌ وقت از شرایط محاصره نظامی تمام عیار در امان نبودند مخصوصاً طی 18 ماه گذشته، محاصره غزه به صورت علنی ورسمی اعمال شد و دستگیری تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و مقامات حماس و تشدید اختلافات بین فتح و حماس فشار زیادی را به منطقه غزه و جنبش حماس تحمیل کرد.
رژیم‌های عربی به بهانه اینکه حماس نقض عهد کرده و با گروه‌های دیگر فلسطینی سر ناسازگاری دارد و ذیل این عنوان که آنها یک جریان ستیزه‌جو هستند، تلاش می‌کنند که به نوعی همراهی با صهیونیست‌ها را توجیه نمایند. مصری‌ها، اردنی‌ها، سعودی‌ها و کشورهای کوچک خلیج فارس و کشورهای عربی آفریقایی مجموعاً جریانی متصل و منسجم برای مقابله با جریان مقاومت به عنوان دشمن مشترک تشکیل داده‌اند.
در فاصله تابستان تا پایان پاییز امسال اسرائیلی‌ها از طریق هوایی و زمینی چندبار با نقض آتش‌بس وارد غزه شدند و تعدادی از فلسطینی‌ها را شهید و دستگیر کردند. حماس، جهاد اسلامی و تشکیلات فرماندهی کل فلسطین (احمد جبرئیل) و دیگر گروههای مبارز فلسطینی البته در مقابل حملات اسرائیلی‌ها برای دفاع از خود وارد عمل شدند. اسرائیلی‌ها به وسیله دستگاه تبلیغی خود و غرب به صورت گسترده این مسأله را به عنوان نقض آتش‌بس از سوی حماس در دستور کار تبلیغی خود قرار دادند. علاوه بر آن صهیونیست‌ها به چند شکل نسبت به این مسأله واکنش نشان ‌دادند؛ یک شکل حملات هوایی بود و شکل دیگر بستن شش گذرگاهی بود که از منطقه نوار غزه به سرزمین‌های اشغالی باز می‌شد. مطابق توافقنامه اسلو و مادرید و بر اساس روال جاری در فلسطین دوره عرفات و دوره فعلی، اسرائیلی‌ها موظف بودند گذرگاه‌ها را باز نگه دارند و به کارگران فلسطین اجازه رفت و آمد به سرزمین‌های 1948 را بدهند تا کالاهای خود شان را از طُرق مختلف وارد غزه نمایند. زیرا منطقه غزه به لحاظ مایحتاج اولیه غذایی و زیرساخت‌های انرژی مثل برق به مرزهای خارج از خودش بسیار وابسته است. لذا وقتی گذرگاه‌ها بسته ‌با‌شد منطقه دچار محرومیت مضاعف و شرایط ویژه می‌شود. بنابراین کمک‌های عادی ارسالی دیگران نیز تحت تاثیر شرایط ویژه قرار می‌گیرد. از طرفی مصر نیز به دلیل قرارداد کمپ دیوید مجبور به کنترل جدی گذرگاه جنوبی غزه (رفح) می‌با‌شد که این امر زمینه محدودیت استفاده از دریا را نیز فراهم می‌آورد و امکان پَهلو گرفتن کشتی‌ها برای ارسال کمک‌ها، غذا و دارو را در سواحل غزه از بین می‌برد. این موضوع ادامه داشت تا اینکه اواخر پاییز بحث تمدید آتش‌بس را طرفین مطرح کردند. اسرائیل با وجود تلاش‌های زیاد برای نقض آتش‌بس خواستار تمدید توافقنامه آتش‌بس شد. اما حماس اعلام کرد در این شرایط حاضر به تمدید نیست و چنانچه اسرائیل خواستار تداوم آتش‌بس است بایستی شرایط جدید حماس را بپذیرد. از جمله شروط حماس، عادی‌سازی وضعیت، باز شدن گذرگاه‌ها و پرداخت معوقات گمرکی بود. چون اسرائیل طبق قرارداد بایستی بخشی از گمرکات را به دولت حماس می‌داد که اساساً رژیم صهیونیستی یا چیزی نمی‌داد و اگر هم بنا داشت بخش ناچیزی از گمرکات را پرداخت نماید به دولت سلام فیاض (دولت تشکیلات خودگردان در رام‌الله) می‌داد.
در این بین اتفاقات دیگری نیز به وقوع پیوست که در وضعیت امروز تاثیر داشت. از جمله این اتفاقات، اجلاس آناپولیس بود که در آذر ماه سال گذشته در ایالت مریلند آمریکا و با حضور برخی از مقامات دولت‌های عربی، مقامات صهیونیستی، محمود عباس، برخی از کشورهای اروپائی، روسیه، آمریکا و سازمان ملل تشکیل شد.
ماحصل این نشست شکل‌گیری یک  جبهه واحد با شعار محوری تشکیل "دو دولت در سرزمین فلسطین" بود که معتقد بود یک دولت در مساحت 78 درصد خاک فلسطین (سرزمین‌های اشغالی 1948) و یک دولت در حدود 22 درصد اراضی فلسطین (سرزمین‌های اشغالی 1967) شکل بگیرد. البته بوش اصرار داشت تا پایان سال 2008 این اتفاق بیفتدکه طرف اسرائیلی نپذیرفت و تنها آغاز گفت‌وگوها در سال 2008 را قبول کرد.
در ماجرای واگذاری سرزمین‌های 1967 چند نکته کلیدی و مبهم وجود داشت، اولاً این 22 درصد اراضی را به چه کسی تحویل می‌دهند؟ آیا بر اساس روال جاری به منتخب ملت فلسطین (حماس) تحویل می‌دهند که در سال 1384 با 75 درصد آرا مردمی دولت قانونی فلسطین را تشکیل داد و نظرسنجی‌ها نیز حاکی از رشد 90 درصدی محبوبیت آنها در بین فلسطینی‌ها دارد؟ در حالی که مطابق قرارداد آمریکا، رژیم صهیونیستی و محمود عباس این امکان وجود ندارد و از نظرآنها این عمل سبب تقویت حماس می‌شود. سوال دوم این است که بعد از این چه می شود؟ آیا این قرارداد وضعیت اسرائیل را در سرزمین‌های 1948 تثبیت می‌کند؟
برای پاسخ به این ابهام دو فرض وجود دارد؛ اگر این سرزمین 22درصدی به حماس داده شود، حماس از آنها برای آزادسازی سرزمین‌های اشغالی 1948 نیز استفاده خواهد کرد و آن را پایگاه آزادسازی سرزمین‌های 1948 قرار خواهد داد و اگر به حماس ندهند و با وجود جریان مقاومت در فلسطین، سرزمین‌های 22 درصدی را به یک جریان سازشکار بدهند و حتی آن جریان سازشکار نیز بپذیرد که دیگر ادعایی راجع به سرزمین‌های 1948 نداشته باشد، در این صورت آینده دولت سازشکار طرف مصالحه با اسرائیل با وجود جریان مقاومت چگونه خواهد بود؟ آیا می‌ماند یا می‌رود؟ اگر رفت و جریان دیگری سرکار آمد تکلیف چه خواهد شد؟ رژیم صهیونیستی برای مقابله با این ابهامات اساسی و برون رفت از بحران دو راهکار عملی پیش روی خود داشت:
1- بایستی منطقه 1948 از اعراب و مسلمانان فلسطینی عاری‌سازی شود. در حال حاضر یک میلیون و دویست هزار نفر مسلمان عرب فلسطینی در سرزمین‌های 1948 وجود دارند که اسرائیل اصطلاحاً به آنها"اعراب اسرائیلی" می‌گوید و اگرچه حقوق آنها در بسیاری موارد در عمل ضایع می‌شود اما مطابق قوانین بین‌المللی و تعهدات رژیم صهیونیستی، اعراب اسرائیلی از تمام حقوق یک شهروند اسرائیلی برخوردار هستند. اسرائیل معتقد است این اعراب اسرائیلی نیز باید به سرزمین‌های 22 درصد اشغالی 1967 منتقل و با دیوار حائل دو منطقه فلسطینی و یهودی از هم جدا شود.
2- حماس باید به شدت تضعیف شود. به گونه‌ای که دچار وضعیت اضمحلال شود. تهاجمات ددمنشانه اخیر نیز برای همین امر طراحی شد. برای این عمل از قبل دست به سناریوسازی زدند که این سناریو چند وجه داشت: اولاً شیعه بودن سنی‌های مرتبط با حماس را تبلیغ نمودند. در این رابطه چند جلد کتاب موساد نوشت و یکسری گزارشات مفصل توسط رئیس موساد نوشته شد. خیلی گسترده کار شد تا القاء نمایند که اینها اصلاً عرب سنی نیستند بلکه شیعه هستند و دیگر اینکه حماس را عامل تهدید کل منطقه خاورمیانه و همسان القاعده معرفی کردند. کمااینکه خانم لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی چند روز پیش حماس را مشکل منطقه و حتی فلسطینی‌ها به دلیل تندروی آنها در مقابل میانه‌روی دیگر فلسطینی‌ها ذکر کرد. این زمینه‌سازی‌ها به همراه رایزنی‌های دیپلماتیک از جمله سفرخانم لیونی به مصر و کشورهای اروپایی و تماس عامل محمود عباس با عربستان باعث شد که تهاجمات وسیع اخیر رژیم صهیونیستی در عرض چند هفته گذشته از ظهر روز شنبه 7/10/87 به غزه آغاز گردد.
البته این مسأله در شرایطی آغاز شد که اسرائیلی‌ها بنا به تحلیل محتوای گزارشات و تحلیل‌های سیاسی مطبوعات و خبرگزاری‌های رژیم صهیونیستی نسبت به آنچه که پیش خواهد آمد، دچار تردید جدی بودند. اما چرا به رغم این تردیدهای اساسی وارد این تهاجم شدند؟ برای پاسخ باید دید در داخل سرزمین‌های اشغالی چه فضایی دربین اعضای رژیم صهیونیستی که داغ ننگ شکست در این سرزمین‌ها و شکست از حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه و عدم آزادسازی «گلعاد شالیت» را بر چهره دارد، حاکم است. لذا سران نظامی، امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی با هدف جبران این شکست‌ها و بهبود وضعیت وخیم گذشته این ا قدامات را تجویز نمودند.
اما در خصوص اینکه این سناریو را چگونه عملیاتی نمایند تا همانند جنگ 33 روزه لبنان دچار هزیمت نگردند، جمع‌بندی رژیم صهیونیستی، این بود که بایستی فاصله عملیات هوایی و زمینی به غزه را از بین برد. زیرا در گزارش وینوگراد یکی از دلایل شکست جنگ 33 روزه فاصله بین عملیات هوایی و زمینی و از دست دادن روحیه سربازان ذکر شده بود. در جنگ 33 روزه، از نظر تاریخی زمان آغاز عملیات زمینی اسرائیل 30 تیرماه بود، یعنی 9 روز از عملیات هوایی گذشته بود و نیروی زمینی از اول مرداد وارد عملیات شدندلذا در جنگ فعلی راهبرد کاهش‌ فاصله حمله هوایی و زمینی در دستور کار نظامیان اسرائیل قرار گرفت و ظهر روز شنبه عملیات هوایی آغاز و روز دوشنبه یگان‌های زمینی به سمت غزه حرکت کردند. نظامیان رژیم صهیونیستی امیدوار بودند از طریق بمباران خطوط دفاعی بتوانند منطقه را بدون تلفات بدست آورند. به همین دلیل اسرائیلی‌ها با هدف پاکسازی و حذف فیزیکی حماس از صحنه سرزمین‌های اشغالی در شمال، شرق و جنوب غزه عملیات هوایی کردند و مصر نیز در پشت دیوارهای جنوبی موضع گرفت و اسرائیل‌ حد فاصل بین نظامیان مصری، حماس و مردم را بمباران کرد. عملکرد رژیم صهیونیستی در غزه مصداق بارز پاکسازی کامل نژادی فلسطینی‌ها به ویژه طرفداران حماس محسوب می‌شود. اسرائیلی‌ها معتقدند که بایستی عملیات نظامی را در این منطقه با وضعیت افکار عمومی توأم کرد. آنها پیش‌بینی می‌کردند که افکار عمومی به شدت علیه حماس تحریک خواهد شد. این مطلب از موضع خانم لیونی مشهود است : «اگر جامعه بین‌الملل حمایت کند که ساده نیست ، وضع موجود را اسرائیل تغییر خواهد داد.» یعنی یقین دارند که مورد حمایت بین‌المللی واقع نمی‌شود. لذا واکنش‌های جهانی برایشان قابل پیش‌بینی بود. نشریات بین‌المللی از جمله آنهایی که با اسرائیل نیز مرتبط بودند مثل« سی‌ان‌ان نیوز» طی مطلبی نوشت که برای اولین بار دولت استرالیا ناچار شد در مقابل اسرائیل بایستد و بگوید که این تهاجمات باید متوقف شود.
افکار عمومی دنیا رژیم صهیونیستی را به مثابه یک دولت نظامی و پادگانی می‌شناسد که با استفاده از تمام توان نظامی خود، مردم بی‌گناه و در محاصره غزه را زیر فوج آتش سنگین خود گرفته است، از این رو افکار عمومی دنیا به شدت جریحه‌دار شده، واکنش گسترده‌ای را علیه آنها در اقصی نقاط جهان از خود بروز دادند. استراتژی رژیم صهیونیستی در این رابطه این بود که عملیات را به یک نقطه‌ای برسانند و از شدت آن بکاهند و التیامی به افکار عمومی بدهند و بعد مجدداً در فرصت مقتضی آن را گسترش و شدت ببخشند. به عبارت دیگرآنها معتقد بودند باید افکار عمومی را به صورت لایه به لایه با موضوع آشنا کرد تا بتوان واکنش عمومی را کنترل نمود. لذا پیش‌بینی این است که احتمالاً این طیف از عملیات‌ها را تا چند روز دیگر به بهانه درخواست جهانی تمام کنند و بعد با یک فاصله چند هفته‌ای - البته با حفظ محاصره در نوار جنوبی، شمالی، شرقی و نواری که به دریا وصل است- عملیات‌ها را متوقف می‌کنند. پس از آن مقداری روی افکار عمومی کار می‌کنند و وخامت اوضاع را به حماس مرتبط می‌کنند و پس از آن مجدداً عملیاتهای جدید با هدف انهدام حماس را در این منطقه دنبال می‌کنند. گفته می‌شود این مرحله پس از انتخابات اسرائیل فعال می‌شود. ضمن اینکه انهدام حماس فصل مشترک سیاست‌های همه گروه‌ها و احزاب در اسرائیل است یعنی اگر در انتخابات حزب نتانیاهو نیز رأی بیاورد قطعاً در این سیاست تجدیدنظر نخواهد کرد بلکه ادامه مسیر طی شده قبلی را پی خواهد گرفت.
اگرچه اسرائیلی‌ها مانع از خروج مردم از غزه شدند. اما اسرائیل نمی‌تواند عملیات انهدام 1/5 میلیون نفر انسان را در دستور کار خود قرار دهد زیرا اساساً با وضعیتی که رژیم صهیونیستی در حال حاضر با آن مواجه است، نمی‌تواند دست به کشتار گسترده بزند. از طرف دیگر حماس می‌تواند تا حدودی از مردم غزه در برابر حملات نابرابر رژیم صهیونیستی محافظت نماید. اتفاقاتی که در چند روز اخیر رخ داد و همچنین مقایسه آمار تلفات انسانی روزهای اخیر با دو روز اول نشان می‌دهد که به رغم گسترش حجم حملات رژیم صهیونیستی به غزه از میزان تلفات و خسارات وارده به مردم غزه و حماس به شدت کاسته شده است به گونه‌ای که مقایسه آمار روز اول و روز هشتم حمله به غزه نشان می‌دهد که بر عکس کشتار و زخمی شدن بیش از 200 نفر در روز اول و دوم، در روز هشتم تنها ده نفر به شهادت رسیده‌اند. از سوی دیگر حماس برای مقابله با رژیم صهیونیستی و ایجاد مانع بر سر اهداف تعیین شده آنها به تأسی از حزب‌الله لبنان، تدابیر مناسب و مقتضی برای برخورد با اسرائیلی‌ها اندیشیده‌ و توانسته‌ است با سازوکار نظامی بسیار قلیل در مقایسه با رژیم صهیونیستی، خسارت قابل توجه به آنها وارد آورد و تعداد زیادی سرباز اسرائیلی را به درک واصل نماید و یا به اسارت بگیرد.
عدم دستیابی اسرائیل به محل نگهداری گلعاد شالیت که یکی از بهانه‌های آغاز جنگ بود و همچنین دستگیری تعداد بیشتر سربازان صهیونیست‌ها از سوی مجاهدان حماس نشان داد که اطلاعات آنها خیلی هم قوی نیست.
صهیونیست‌ها به درستی نمی‌دانند که چه چیزهایی در اختیار حماس قرار دارد؟ نمی‌دانند که چطور آنها که از موشک‌هایی با برد 18 کیلومتر استفاده می‌کردند، توانسته‌اند تا با برد 30 کیلومتر و بیشتر ارتقاء دهند؟ نمی‌دانند آیا موشکهای آنها می‌تواند فاصله غزه تا شمال تل‌آویو را هدف قرار دهد یا نه؟ آنها می‌دانند که هنگام بازگشایی مرز رفح مقدار زیادی سلاح وارد غزه شده است، اما تفصیلاً چه سلاحی وارد شده خبر ندارند.اما نکته آخر اینکه جهان سازشکار عرب تا چه نقطه‌ای می‌تواند در برابر موج مردمی بایستد و مانع از باز شدن گذرگاه‌ها شود؟ تا اینجای کار بُرد با اسرائیل نبوده زیرا حماس باقی است و عقب ننشسته و جهان عرب دچار انفعال است .موضعگیری شاه اردن که گفت تا زمانی که اسرائیل عقب‌نشینی نکند و ملت فلسطین به حق خود در برقراری امنیت و داشتن دولت مستقل نرسد این رژیم روی صلح‌ و آرامش را نخواهند دیدو تظاهرات سی هزار نفری در خیابان‌های قاهره و شعار مرگ بر مبارک و درگیری با نظامیان و آتش زدن پرچم اسرائیل و اردن و حمل تصاویری از سید حسن نصرالله و رهبری معظم انقلاب همه نشانه‌هایی از بیداری اسلامی و تغییر مشی مبارزه مردم غزه برای کسب پیروزی است.

خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()