این قلم و خاطرات جبهه

خاطرات شخصی‌ام از دوران پرحماسه دفاع مقدس

 

 

 

 

پیشرفت ارتباطات در ایران

پیشرفت ارتباطات در ایران

   با سلام ،

تصور کنیدزمانی رو که می خوای از وضع سلامتی فرزندتون یا همسرتون وبه عبارتی عزیز ترین کَسِتُون با خبربشی اما نمی تونی و این در حالیست که نه از اون آدرس داری که نامه بهش بدی و نه شماره تلفن داری که باهاش تماس بگیری . این مقدمه رو از این جهت نگاشتم تا به بیان خاطره ای دیگه از ده سال دوران دفاع مقدس بپردازم. 

   همانگونه که در شرح مجروحیت خود بیان شد (عید قربان سال 59) مدت 4 ماه نتونستم به   مرخصی برم لذا تنها وسیله ارتباطی من باخونِواده، تلفن یا نامه بود ومهمترین دَغدَغه امثال من چگونگی ارتباط برقرار کردن با اونها بودبه خصوص درسالهای 59 تا 62. مدت مدیدی هم به دلائل امنیتی ارسال مکاتباتم بوسیله دوستانی که به مرخصی می رفتند صورت میگرفت،   بنابراین بهترین وسیله ارتباطی زودهنگام تلفن بود اون هم در منطقه ای ناامن! تا سال 61 خونه ما(زمان مُجَردی) تلفن نداشت برای همین مادر عزیز تر از جانم ناچار بود در ساعت و روز معینی از خیابان سبلان به نظام آباد ( خونه خاله ام که تلفن داشتند) بیاد و منتظر بمونه تا فرزندِش باهاش تماس بگیره .حالا تصور کنید اگر این تماس با تاخیر زیاد انجام بشه چه دلهره ای نصیب  اونو بقیه میشه . توی این مدت (چهارماه) همه اعضاء خانواده از مجروحیتم اطلاع داشتند جز مادرم . یک هفته قبل از اومدن به مرخصی ، مادرم طبق معمول هر هفته برای برقراری تماس به خونه  خاله م آمد بعد ازاینکه من تماس گرفتم و صحبتهام با مادر تموم شد وخداحافظی کردم ،خاله بدون اینکه حواسس باشه که مادرم خبری از مجروحیتم نداره از مادرم پرسید دستش چطوربود؟ خوب شده؟(سوتیِ خاله به نقل از مادرو خودِش) در اون لحظه مادرم در مواجهه با این سوتیِ خاله،  شروع به گریه کرد و کلی سئوال ... که دست پسرم چی شده؟ چرا به من نگفتید ؟و...  این قضیه باعث شد تا با تماس هفته بعد ، ناچار بِشم سریعاٌ خودم رو به تهران برسونم (با تمام مشکلاتی که در بین راه برام پیش اومد{حدود 20تا22 ساعت توراه بودم} برای مثال سرمای شدید، پیاده روی چندین کیلومتری داخلِ بروجرد برای گیر آوردن ماشین، با اتوبوس وکامیون سوارشدن و ...  ) تا نگرانی مادرِ گُلم رو برطرف کنم .وقتی درِخَُونه رو زدم و مادرم در رو باز کرد،اولین واکُنش او وارسی در وضعیت دستِ من بود و دنبال مکان جراحت ... و من نیز به دلداری او ،که چیزی نشده و... بی جهت نیست که خداوند متعال بهشت رو برای مادران قرار داده و ما قدر اونها رو اونطور که باید بدونیم نمیدونیم . با ذکر این خاطره، پیشنهاد می کنم جوونهای نسل جدید از بزرگترهاشون درمورد وضعیت ارتباطات در همون سالهای بحرانی جنگ و ... سئوال کنند حتما خاطرات خوبی رو بزرگترها براشون تعریف می کنند.   با اندکی تحقیق در وضع شبکه مخابراتی کشور در مقاطع قبل و بعد از انقلاب اسلامی (تحقیق در مورد آمارهای بعد از سال 1380 با خودتون ) پیشرفتهائی رو که در این مقوله داشتیم مقایسه کردم! نتیجه گیری هم با خودتون :

    جدول وضع شبکه مخابراتی کشور در مقاطع قبل و بعد از انقلاب تا سال 80  "روزنامه جمهوری اسلامی ،شماره 6606، صفحه  2 " : 

شرح فعالیت/ مقطع

1357

1367

1377

1380

تلفن های منصوبه

1،165،677

2،100،000

8،199،717

ــ

تلفن های دایر شده

850،800

1،879،682

7،211،655

10،800،000

تعدادنقاط روستائی دارای ارتباط

312

3،220

17،885

ــ

تعداد تلفن همگانی

4،294

11،770

80،628

ــ

     به نقل ازسایت خبرگزاری جمهوری اسلامی 28/02/87 : آمارها نشان می دهد قبل از انقلاب اسلامی تنها در چهار روستای استان کردستان که اینک به شهر ارتقاءیافته اند ارتباط تلفنی بر قرار بود که این آمار امروز به یک هزار و 660 روستا افزایش یافته است . مدیر عامل شرکت  مخابرات استان کردستان (سیدمحمد اسحاق حسینی) می گوید : در یک هزار و 660 روستای بالای20 خانواراین استان ارتباط تلفنی برقرار است که این بیش از 97 درصد کل روستاهای استان را شامل می شود.از این تعداد روستا978 تای آن دارای تلفن خانگی و مابقی از طریق مراکز راه دور و دفاتر خدماتی ارتباط تلفنی برقراراست و اکنون 145000 شماره تلفن در نقاط روستائی استان کردستان نصب شده که از این تعداد 120هزارو58 شماره تلفن در 978 روستای استان مشغول به کار است. خدا رو شکر که پیشرفت ارتباطات در ایران یکی از دستاورد های انقلاب اسلامیه که همگام با سایرکشورها رو به رشده واین به واسطه تحریم های دشمنه که به عزت و استقلال ملی دست پیدا کردیم.

خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...   

 

   + ۲۵ کیلو ; ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()