این قلم و خاطرات جبهه

خاطرات شخصی‌ام از دوران پرحماسه دفاع مقدس

 

 

 

 

"" قطار های صندلی چوبی یادش به خیر ""

       "" قطار های صندلی چوبی یادش به خیر ""

                                                                             

با سلام

            یادش به خیر ،وقتی میخواستیم با قطار به اندیمشک یا اهواز بریم چه دردسر ها که نمی کشیدیم (گاهی تلخ و گاهی شیرین).برای گرفتن بلیط با در دست داشتن حکم ماموریت یا برگه مرخصی باید یک روز قبل از حرکت به راه آهن می رفتیم ودر یک صف طولانی می ایستادیم تا اَمرِیِه سوار شدن به قطار دریافت میکردیم بخصوص اواخر سال 1364  که به علت حمله هوائی عراق به شهرهامون ،پل مخصوص عبور قطار براثر بمباران هوائی تخریب شده بود و ناچاربودیم برای عبور به اون طرف پل( این پل قبل ازشهراندیمشک در سفید دشت مابین ایستگاه تله زنگ و تنگه پنج قرارداشت) از این قطار پیاده بشیم و پیاده از پل موقت پیاده روئی که توسط رزمندگان جهادسازندگی ایجادشده بود به اون طرف پل برای ملحق شدن به قطاری که منتظر ما برای جابجائی مسافرها ایستاده بود حرکت کنیم.البته بعدازمدتی احتمالاً سال١٣۶۵ زیر این پل رو با واگن های فرسوده پُر کردند و با ریل گذاری، قطار به آرومی از روی اون رَد میشد.

 

 

ادامه مطلب
   + ۲۵ کیلو ; ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي شما ()