این قلم و خاطرات جبهه

خاطرات شخصی‌ام از دوران پرحماسه دفاع مقدس

 

 

 

 

گُم شدنِ حمید و کلاغ پری

                                "" گُم شدنِ حمید و کلاغ پری ""

با سلام ،                                                                 

بیست و دوم بهمن امسال هم آمد و به اتفاق عَیال و دخترگُلَم و مادر و مادر عَیال به راهپیمائی باشکوهی که هرسال برگزار می شه رفتیم(البته پسرا مستقل رفته بودند) .همون شورو شوق و عشق همیشگی رو درمردم(از پِیر و جَوون گرفته تا اون بچه کوچولوئی که در کالسکه بود) می تونستی ببینی و این در حالی است که تا کسی اونجا نَره و از نزدیک با راهپیما ها  همراه نباشه نمی تونه وصف اون رو به زبون بیاره.خدایا مسئولین ما رُو همیشه قدردون این مردم خوب و فهیم و همیشه در صحنه قرار بده. بعد از ظهر امروز هم پس از چند سال وقفه به دیدار خُونِواده شهید غلامعلی پیچک رفتم .مادر شهید نامَم رو از یاد بُرده بود اما چهره مَنُو به خاطرداشت. یاد همه شهیدان گرامی باد و اما خاطره کلاغ پری :

این خاطره رو در حالی درج می کنم که چند روزی بیشتر به سال روز پاسداشتِ اربعینِ حسینیِ سالار شهیدان باقی نمونده و پیشاپیش این مصیبتِ بزرگ رو به همه بازدید کننده ها تسلیت می گویم.سال 67 بود وحقیر در ماموریت (اردوگاه ما در تنگه چهار زِبَر بودکه الان تنگه مرصاد نامگذاری شده،و شرح اون مربوط به عملیات مرصاد میشه که منافقین توسط رزمندگان دلیرمون تار ومار شدند)به سر می بردم بقیه ماجرا به نَقل از عَیالم :

روز عاشورای سال 67 با مَجید و حَمید برای عزاداری همراه دَستِه زنجیر زنی از چهارراه نِظام آباد به مِیدُون امام حسین(ع) در حرکت بودیم که حمید (پسرِ دُومَم)نرسیده به مِیدُون مابین دسته،گُم شد. من و مجید هر چِی دنبال اون گشتیم موفق به پیدا کردنِش نشدیم(دو بار با مجید مِیدُون امام حسین(ع) رو تا چهارراه نِظام آباد پیاده طی کردیم)با دائی رضاش تماس گرفتم و قرار شد مساجد اون اطراف رو، باکلانتری هاو... بگردِه و خبربده. تا اینکه بعد از ساعتها جستجو دائیش با مراجعه به کلانتری مِیدُون گرگان، اون رو پیدا می کنه .دائی رضاش تویِ راه بَراش بستنی می گیره و می پُرسه کجابودی ؟حَمید با اُون زَبُون شیرین و دوست داشتنی می گِه:

مامانَموگُم کردم آقاپُلیسِه منو بُرد کلاغپَری(منظورش کلانتری بود)!بِهِم عدس پلو دادو...

حالا قضیه گُم شُدنِش رو تا ظهرهیچ کِی(مادر ،مادر شوهرو...) نِمی دُونست و وقتی که ما اومدیم خونِه،تازه همه متوجه گُم شدنِ حمید شدند پس از کلی انتظار بالاخره با تماس دائی رضاش ، از نگرانی و انتظارخیالمون راحت شد.وقتی حمید اومَد همه از اون، شرح ماجرا رو طلب می کردند چون دوست داشتند از زَبُون خودِش "زبون کودکانه"شرح ماجرا رو بخصوص کلمه کلاغپَری رو بشنوند(یکی دو بار دیگه هم گم شده بود که تونستیم پیداش کنیم) حالا هر بار که راهپیمائی و ...مِیریم سر بِسرش می گذاریم: مواظب باش گُم نشی اُون وقت می بَرنِت کلاغپَری ها!!! اون هم می گه: بد که نمی گذره ،عدس پلو ... 

خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

جشن سی سالگی انقلاب اسلامی

                  "" 22بهمن87 آغازجشن سی اُمِین سال انقلاب اسلامی ""

با سلام ،                                                                 

30 سال پیش در چنین روزهائی بود که چشم ها(دوست و دشمن)به چگونگی سقوط رژیم شاه و قطع نفوذآمریکا و شوروی سابق و انگلیس و... از ایران اسلامی وبرقراری حکومت جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)دوخته شده بود واکنون پس از گذشت این مدت وقتی پرسنل نیروی هوائی ارتش برای تجدید پیمان با رهبرجمهوری اسلامی به دیدار وی می روند مقام معظم رهبری درسخنرانی خود (20/11/87) می فرمایند:

... تحول در جامعه ایرانی ،تحول در اُمَت اسلامی و تحول در معادلات کلان جهان سیاست سه تحول عمده ناشی ازپیروزی انقلاب اسلامی است ... ماهواره" امید"و فناوری هسته ای از دل تحریم ها بیرون آمدند...

و فردا روزی است که اُمَت اسلامی در یوم الله 22بهمن 87 باحضور خود در راهپیمائی سی اُمِین سال پیروزی انقلاب اسلامی ،(پیروزی خون برشمشیر) جشن اثبات حقانیت ،استقامت ،پایمردی ،استواری را مطابق آرمانهای مطرح شده از سوی امام خمینی(ره) و جانشین برحقش خواهندگرفت.

              این پیروزی خجسته باد. این پیروزی خجسته باد. این پیروزی خجسته باد

   خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

ادامه ماموریت به...(قسمت سوم)

"" ادامه ماموریت به سقز،این باربا خانواده ""

                                                                    (قسمت سوم)

با سلام ،

همونطور که در قسمت قبل ذکر شد بااستقرارِمون درخُونه سازمانی (خونه ای که سه اتاق ،یه آشپزخونه ،یه حموم و دستشوئی داشت) هرکدوم ازما سه نفرتُو یِه اتاق باخُونِواده مون(حاج آقا مرتضی ،آقاحبیب وحقیر)زندگی می کردیم.کار هرسه تامون درارتباط با بسیج مستضعفین و سازماندهی نیروهای بسیجی که به سقز اومده بودن و...بود بنابراین کارمون طوری بود که می تونستیم با هم هماهنگ باشیم تا هرشب یکی ازما مُسلَح در خونه سازمانی برای مسائل امنیتی واتفاقات غیر قابل پیش بینی ،حضورداشته باشه.

یه روز به طور اتفاقی همه ما خُونه بودیم و خانم هامُون تو یِه اتاق مشغول صحبت وآشنائی بیشتر باهم و...بودند. ما سه تا هم تُو اتاق مجاور مشغولِ صحبت های کاری بودیم که در این بِین خانمِ آقاحبیب کُلتِ شوهرش رو برداشته بود ومشغول باز و بَسته کردن اون وامتحان کردن وآموزش به خانُوم های ما،که یک دفعه یِه تیر ازکُلتِی که دردستِش بود خارج می شِه(مجید نازِمون هم پیش اونها بود، اتفاقا این عکسی که بااسلحه کلاشینکف کنار وبلاگم هست توهمون اتاق ازش گرفته شده) باصدای شلیک گلوله هر سه تاایمون از اتاق پریدیم بیرون اماآقا حبیب،از ما دوتا زود تر،بی محابا و بی درنگ،از اتاق پرید بیرون(آخه اسلحه مال اون بودوبراش خیلی مسئولیت داشت اگه خدای نکرده اتفاقی می افتاد فقط بایِه دَر زَدن وارد اتاق خانُوما شد و وقتی از سلامتی همه خِیالش راحت شداسلحه شو گرفت و اومد بیرون. (حالااگه یه همچین موردی برای شما اتفاق افتاده بودچه می کردید؟عکس العمل خودتون رو اگه جای ما بودید در نظربگیرید؟!)حالا شرح ماجرا رو از قول عیالم هم بخونید:

همه ما ایستاده بودیم(مجید بغلِ من بود وکنار پنجره ایستاده بودم)که خانُوم آقاحبیب همونطور که مشغول یادآوری برای خودش ونِشون دادن چِگونگی استفاده ازاسلحه درشرائط مختلف به ما بود، دستِش رو ماشِه رفت و تیررها شد و از بغلِ گوش مجید و من رَد شد و خُورد به شیشه اتاق،که آقا حبیب دَرزدو یِکهُواومد تو اتاق،اسلحه شو ازخانمش گرفت و رفت بیرون. از یِه طرف همه مون ترسیده بودیم واز طرف دِیگه خنده مون گرفته بود از این اتفاقی که خَتم بّه خِیر شد.

 خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

خجسته باد این پیروزی

"" افتخاری دوباره از دانشمندان ایرانی"" (قسمت دوم)     

تحریم های شیطان بزرگ باعث شد که افتخارات دانشمندان ایرانی در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی،یکی یکی پشت سر هم رو نمائی شودو اکنون طبق آخرین اخبار واصله ایستگاه های زمینی در ایران با ماهواره"امید" پرتاب شده بیش از ده بار در تماس بوده و 27 بار به دور زمین گردش داشته است (خجسته باد این پیروزی )و این درحالی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در پیام کوتاهِ خود به رئیس جمهورِ کشورمان توصیف عالمانه ای از این موضوع اعلام نمودند:

در پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به رئیس جمهور آمده است:

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

 از تلاش مدیران و دانشمندان ارجمندی که این اقدام شایسته به همت و کوشش آنان ممکن گشت صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم. این نشانه‌ی دیگری است بر درستی امیدهای صادقی که انقلاب شکوهمند ملت ایران در دلها پدید آورده است. خداوند همه‌ی شما را محفوظ و مؤید بدارد.  

 خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

دهه فجر

"" به بهانه دهه فجر انقلاب اسلامی ""(قسمت اول)

با سلام ،                                                                 

هجده ساله بودم که یواش یواش با وابستگی بی حَد و اندازه شاه به اجانِب و چَپاوُل ثروت مملکتمون توسط اونهاو مسائلی که منجر به عدم آگاهی مردم نسبت به اتفاقاتی که در مملکتم می گذشت توسط یکی از بچه های محله مون آشنا شدم و در جلسات مخفیانه ای که در خونه دوستانِ کاملاً مطمئن (اکثراً بچه های مسجدامام صادق"ع"خیابان طاووسی بودند) تشکیل می شدشرکت کرده و با دیدگاه های شخصیت های مذهبی و سیاسی درمورد اسلام و مطالعه نوشته ها وگوش دادن نوار های سخنرانی امام خمینی"ره" آشنائی پیدا کردم.رفته رفته باجنایاتی که ایادی شاه دراین سالهای منتهی به سال 1357 مرتکب شده بودند مردم مظلوم به ستوه آمده وتموم شهر ها از جمله تهران به تظاهرات و اعتراض به سیاست های مستبدانه شاه کشیده شد.

نوزده سالَم بود که با همکاری دوستانِ مطمئن و انقلابی باتشکیل انجمن اسلامی دردبیرستان رضاشاه ملعون(به نظرم مهر ماه سال57 بودکه انجمن اسمش رو به نام شهید عسگری زاده تغییرداد) تونستیم همکلاسی هامون رو هم به جمع خودمون دعوت کنیم و مواقعی که قرار بود تظاهرات بشه مدرسه رو به تعطیلی بکشونیم. وضعیت طوری شده بود که مرتب اخبار وحوادث و اتفاقاتی که رخ میدادرو پیگیری می کردیم (البته نه از رادیو و تلویزیون بلکه از طریق بچه های هیئت )تا اینکه بهمنِ سال 57 رسید.قرار بود امام خمینی "ره" به ایران بیاد و امام هم اومد و انقلابی که وعده داده شده بودرخ داد(فجر پیروزی از راه رسید).

نزدیک به بیست سالَم بود که دیپلُمَم روگرفتم و برای انجام وظیفه درسال58 وارد سپاه شدم ، بیست و یک سالَم بود که توفیقی حاصلم شد با توصیه شهید بزرگوار غلامعلی پیچک به کردستان رفتم ،پس از ازدواج و صاحب فرزند شدن وشروع جنگ توسط دشمن بعثی عراق ورفتن مجدد به کردستانُ و اهوازُ و اندیمشکُ وعملیات مرصادُو...نوبت به پذیرش آتش بس توسط امام راحل و خاتمه جنگ شد و ادامه ماموریت مادر اندیمشک(بیش ازیک سال) و پس از اون برای بازسازی کشور راه رو ادامه دادیم ، حالا از اون سالها خیلی گذشته،یاد بادآن روزگاران، یاد باد به قول سردارصفوی:

انقلاب اسلامی موجب تغییر موازنه قوا در مقیاس جهانی به سود ملت های اسلامی شد

دوازدهم بهمن امسال هم که وارد سی اُمین سال انقلاب اسلامیمون شدیم و جشن سالها استقامت در برابرظلم وجوردوران سِتَم شاهی رو در پی می گیریم مارو به همایش تجلیل ازپیشکسوتان جهاد و شهادت (که توسط سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح برگزار شده بود)دعوت کردند،اون هم چه همایشی که دراون حدود250 نفرازپیشکسوتان جبهه وجنگ ازارتش وناجا(کمیته،شهربانی و ژاندارمری و... )و سپاه به نمایندگی از سایر عزیزان راست قامتِ نیروهای مسلح که سالیان سال دور از زن وبچه به دفاع از سرزمین اسلامیمون خونِ دلها خوردند و نگذاشتند یک وجب از خاک وطنمون دست بیگانه بِیُفته (بله حالا به به سن ۵٠ سالگی رسیدمُ یک سالی هست که به جمع بازنشسته ها پیوستم البته به قول همقطاراهنوز راست قامتیم و به وظیفه دفاع از ارزش ها و...مشغولیم)به این همایش دعوت شده بودند.

 جاتون خالی،خیلی خوش گذشت مخصوصاًاجرای نمایش گروه دستان . 

   خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

ادامه ماموریت به ...(قسمت دوم)

"" ادامه ماموریت به سقز،این باربا خانواده ""

                                                                                                  (قسمت دوم)

   با سلام ،

همونطور که در قسمت قبل ذکر شدحبیب(بعد ازآخرین باری که به خونه اش در پونک سر زدیم الان چند سالیه ازش خبرندارم)وحاج آقامرتضی(آخرین بار درمراسم عروسی حمید پسر دومَم همدیگه رو دیدیم) که منتظرمون بودند با دیدن ما خوشحال شدند و کمک کردند تا اساس هامون رو تو خونه سازمانی(خونه ای که سه اتاق ،یه آشپزخونه،یه حموم ودستشوئی داشت و هراتاق هم متعلق به یه  خونواده و قراره مشترکاً با هم زندگی کنند) کنار پادگان (که این پادگان قبل از انقلاب متعلق به ساواک بود)خالی کنیم. بعدازدیدن هم واحوال پرسی از همدیگه ما آقایون به یِه اتاق رفتیم و خانومها هم طبق معمول به آشپزخونه . پس از چند دقیقه ای یکی از خانومها آقاشون رو صدا زدکه نهار آماده است،

( به عبارتی نُخود نُخود هرکه رَود خانه خُود.در ضمن اتاقهامون رو هم قبلاًمعلوم کرده بودیم)

و جاتون خالی غذائی رو که برای نهار درست کرده بود بقیه خانومهابه اتاقها بردند در این بین خانم مرتضی اومدوگفت :

 مجید رو بدین پیش ما باشه تا شمابا خیال راحت غذاتون رو بخورید (ازاون اصرار و ازما انکار) بالاخره پس از راضی شدن عیال، مجید رو گرفت و به اتاقشون بُرد.

بُردن مجید یک ماهه ماهمانا و نقاشیِ روی بَدَن نازاون هم همانا.این نامردا از موقعیت سوءاستفاده کرده بودند و تموم بَدن مجید ما رو نقاشی کرده بودند.

 خلاصه سَرِتُونَو در نیارم وقتی نهارمون رو خُوردیم بعد ازمدتی عَیالم که تازه داشت با خُونِواده همکارام آشنا می شد رفت صدا زد و مجید رو گرفت وبه اتاق آورد.کمی گذشت وعَیال این بدنِ نازِ نقاشی شده رو دید، بُغض گرفتِش و نَتُونست خودش رو نگه داره زَد زیر گریه که:

آخه این رسم مهمون نوازیه چطوری دِلشُون اومد بدن ناز این بچه یک ماهه رو نقاشی کنند!!! من هم که خیلی ناراحت شده بودم حالا مشغول دِلداری عَیال سِیّده شدم :که عزیزِ دلم این که چیز مهمی نیست!!! اینا شوخیِ بچه بسیجیاست دیگه. ناراحت نشو...    

   خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

در ضمن پسر گُلَم (مجید) مطلبی را در سایت خودش قرار داده که خیلی جالب و دیدنی است .

حتماًببینید:    www.raavy.ir

   + ۲۵ کیلو ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

ادامه ماموریت به ...(قسمت اول)

"" ادامه ماموریت به سقز،این باربا خانواده ""

 (قسمت اول)

   با سلام ،

این بار با مرخصی کوتاهی که گرفته بودم اومده بودم به تهرون تاخونِواده رو هم به سقز ببرم (البته با هماهنگی قبلی با عیال شجاع). خیلی سخت بود تا تُونستم پدرا و مادرامون( البته بیشتر از همه پدر و مادر خودم ناراضی بودند)رو راضی کنم ،بالاخره با کلی توضیح و توجیه در مورد وضعیت اونجا و اینکه دو تا از همکارا هم عیالشون رو آوردند رضایت اونها جلب شد.

ساعت 5 صبح اوائل مهر ماه سال 62  با ماشین شخصی خودم (یه وانت سبز رنگ پیکان) به همراه عیال و پسرم مجید (حدود یک ماهش بود)راهی  کردستان ــ سقز شدیم .چون باید قبل از ساعت 12 به دیواندره می رسیدیم ، مسیر هم طولانی وحداکثر سرعتی که ما میتونستیم با این ماشین بریم بیشتر از 110 کیلومتر در ساعت نمی شد لازم بود بدون توقف و استراحتِ دربین راه،رانندگی می کردم .در بین راه (جاده تهران قزوین) در یک لحظه در حالی که عیال هم خواب بود خوابم بُرد وخدا رو شکر با برخورد به گارد ریلِ کنار جاده هر سه تامون از خواب پریدیم.برای همین به توصیه عیال یه جائی ایستادیم تا چُرتی بزنیم و دوباره به مسیر ادامه بدیم اما این چُرت زدن باعث شد یه ساعتی به خواب ناز فرو بریم و برای رسیدن به دیواندره با تمام سرعت بنده بِرُونَم .

خلاصه ساعت 12.45 به ایست و بازرسی دیواندره رسیدم و با توقف ماشینم توسط برادر پاسداری که اونجا بود روبرو شدم هرچی براش توضیح دادم که ماشین من کاملاً شخصیه ،لباسهامَم کُردیه و مسلح به کلت و نارنجک و ...  و تانیم ساعتی که من وقت دارم، تامین جاده هنوز برداشته نشده ،لذا میتونم خودمو به سقز برسونم توجه نکرد و جلوی من رو گرفت. من هم که اون موقع جَوُون و جسور و... بودم در یک لحظه که اون پاسدار حواسِش جای دیگه بود پارو رو پدال گاز گذاشتم و حرکت کردم اما اون که با دل و جرات تر از من بود بایه شلیک هوائی وفریادایست دادن منو مجبور به توقف کرد سَرِتُونُو درد نیارم حالا من طلب کار شده بودم:که تو با این کارِت زن و بچه منو ترسوندی و... !!! اگه منو معطل نکنی با فرصتی که دارم می تونم خودمو به موقع برسونم وبا کلی التماس و گردن گرفتنِ مسئولیتِ عواقبِ این کارم رضایت دادتابه راهم ادامه بدم به طوری که دیگه سرعت غیر مجاز تُو این جاده باریک و پیچ های خطرناک به التهاب و اظطراب و... همه مون می افزود. توی راه هم می دیدیم که چند تا ماشین رِیو ارتش داشتند تامین جاده رو جمع می کردند و می رفتند به مقرشون.با هرزحمتی بود بالاخره ساعت 13.20 خودَ مو به سقز رسوندم این دلشوره و نگرانی به حبیب و مرتضی که منتظرمون بودند هم منتقل شده بود،با دیدن ما خوشحال شدند و کمک کردند تا اساس هامون رو تو خونه سازمانی (خونه ای که سه اتاق ،یه آشپزخونه ،یه حموم و دستشوئی داشت و هر اتاق هم متعلق به یه خونواده و قراره مشترکاً با هم زندگی کنند) کنار پادگان (که این پادگان قبل از انقلاب متعلق به ساواک بود)خالی کنیم.

   خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...

   + ۲۵ کیلو ; ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()

 

 

 

 

"" غزه یعنی یک سنگر مقاوم در برابر تجاوز "" (قسمت دوم)

"" غزه یعنی یک سنگر مقاوم در برابر تجاوز ""

رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به اسماعیل هنیه: 26/١٠/٨٧

شما ثابت کردید که دل سرشار از ایمان به خدا و قیامت و روح منیع و عزیز مسلمانی که ذلت و تسلیم درباره‌ی ظلم و زور را بر نمی تابد، آنچنان قدرتی می آفریند که حکومتهای جبّار و مستکبر و ارتشهای مجهّز در برابر آن ناتوان و ذلیل اند.

   با سلام ،

همانطور که می دونید بالاخره رژیم صهیونیستی آنچنان در گِل فرورفت که با اعلام آتش‌بس بصورت یکجانبه پس از 22 روز مقاومت جانانه مردمِ غزه در برابر فجیع‌ترین جنایات جنگی وی، شکست رو پذیرفت و در برابر ملت مقاوم فلسطین تسلیمو مجبور به عقب نشینی شد. هرچند در این روزها دست به نقض آن زد اما شبکه های تلویزیونی که تازه تونستند برای تهیه گزارش به این شهر دسترسی پیدا کنند هر روز ابعاد جدید تری ازجنایات این رژیم رو به مردم جهان انعکاس می دهند و این در حالی است که مردم سراسر جهان این رژیم نامشروع رو نسبت به جنایات یادشده کماکان محکوم می کنند.

درپایان عرایض، ضمن تبریک این پیروزی که پیروزی اسلام بر کفرجهانی ست (( پیروزی خون بر شمشیر ))خلاصه ای از نوشتاردوست عزیزم برادر حسن احمدی رو برای آشنائی بیشتر بازدید کنندگان از دستاورد های مقاومت در غزه درج می کنم.

چرا غزه؟چرااکنون؟

در واپسین روزای سال 1387(هفتم دیماه)، غزه شاهد حملات گسترده رژیم صهیونیستی بود که منجربه شهادت بیش از 1300 نفر و زخمی شدن بیش از 5300 نفر شد و سئوالی که ذهن تحلیل گران رو به خود مشغول کرده اینه که رژیم صهیونیستی چرا غزه رو هدف قرار داد و علت اینکه در این مقطع زمانی چنین حمله ای صورت گرفت چیست؟و چه دستاوردهایی برای طرفین درگیرداشت؟ قبل از این ضروری است  نمایی  کلی از وضعیت نوار غزه را مورد اشاره قراردهیم .
نوار غزه:
نوار غزه به وسعت 360 کیلومترمربع در حاشیه دریای مدیترانه و در جنوب فلسطین و در شمالشرقی شبه جزیره سینا واقع شده.این منطقه تا سال 1948 تحت سلطه انگلیس بود و بعد از خروج انگلیس نوار غزه جزو مناطق وعده داده شده به اسرائیل بود،‌اما به دنبال نتایج جنگ سال 1948 این توطئه عملی نشد و در بین سال های 1948 تا 1956 این منطقه تحت سلطه مصر قرار گرفت تا اینکه بعد از حمله رژیم صهیونیستی به مصر،‌ تحت تصرف اسرائیل درآمد و در مقطعی تحت سلطه این رژیم نامشروع بود. بعد ازتوافقنامه اسلو درسال 1993به برخی از مناطق فلسطینی پیوست.    پس ازپیروزی حماس درانتخابات مجلس در آذرماه 1385، ‌این گروه توانست درخرداد1386بر غزه سیطره کامل پیداکنند. رژیم صهیونیستی طی ماههای گذشته ارتباط مناطق مختلف نوارغزه  با یکدیگر را قطع کرد و این محاصره طولانی و طاقت فرسا که نوعی مجازات همگانی علیه مردم بی دفاع غزه محسوب می شد باعث واکنش حماس به این اقدام اسرائیل گردید و حمله فعلی صهیونیستها امتداد محاصره نوار غزه است که مقاومت حماس  رو در پی داشته است.  

 چرا غزه؟
سئوالی که در اذهان مهم می نماید این است که چرا پس از خروج ارتش اسرائیل از غزه در سال 2005 و ویران کردن تمام تأسیسات و مراکز توسط خودشان بار دیگر غزه برای تهاجم انتخاب شد؟ فرضیه هایی که برای پاسخ به این سئوال متصوراست شامل موارد زیر است:
-1 براندازی حماس در غزه: اسرائیل در سال 2005 بصورت یکجانبه و بدون مذاکره با فلسطینیان نیروهای خود را از غزه بیرون رانده بود و این یک نوع پیروزی برای حماس تلقی شده بود و اکنون حماس پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی قدرت را عملاً در تصاحب دارد و مراکز دولتی آن نیز دراین شهر مستقر است در واقع این شهر در سیطره حماس است ، اسرائیل با تخریب زیربناهای اساسی دولت قانونی حماس از قبیل ساختمانها، ‌پایگاههای امنیتی و مراکز دولتی و خانه های مسکونی و فلج کردن آنها،‌ ساقط کردن دولت قانونی حماس را در سر می پروراند تا از این طریق مقاومت را تضعیف نماید و اختیار امور را بدست حکومت خودگردان بسپارد.
 -2 از بین بردن غزه به عنوان نماد مقاومت:واقعیت این است که غزه پس از روی کارآمدن حماس به شهر مقاومت در فلسطین تبدیل شده است. رویکردهای حماس به موضوع فلسطین به عنوان سرزمینی که مورد اشغال صهیونیستها قرار گرفته و باید برای آزادی آن مبارزه کرد بزرگترین تهدیدی است که صهیونیسم از آن هراس دارد. این رویکرد همان تفکر مقاومت است که اسرائیل با این اقدامات درپی از بین بردن حماس به عنوان نماد مقاومت و غزه به عنوان پایگاه این نهاد بود.
 -3 تقویت حکومت خودگردان: یکی دیگر از اهداف اسرائیل از حمله به غزه از بین بردن استحکامات و امور زیربنایی دولت حماس در غزه و بالطبع تقویت حکومت خودگردان که سیاستهایش در راستای اهداف آنها می باشد و از این طریق با تضعیف جریان مقاومت، ‌سبب تقویت جریانهای فلسطینی سازش گرا گردد و از طرفی می تواند غزه را به گروه فتح که رابطه چندان مناسبی با حماس ندارد تحویل دهد.
-4 کنترل منابع نفت و گاز غزه: منابع گازی که در سواحل غزه وجود دارد باعث شده بود که در سال 2007 مقدمات یک قرارداد چهارمیلیارد دلاری میان مقامات فلسطینی و شرکت نفتی British gas فراهم شود که بر طبق آن،‌میدان گازی سواحل غزه توسعه داده می شد و گاز آن به مدت 15 سال از طریق خط لوله زیر دریایی به بندر اشکون در اسرائیل صادر می شد. اما پس از خروج فتح از غزه و سیطره حماس بر آن،‌این قرار داد معلق ماند و اکنون اسرائیل می تواند با کنترل بر نوار غزه علاوه بر تحقق اهداف مهم تر به این هدف نیز جامه عمل بپوشاند.
چرا اکنون؟
پرسش مهم دیگری که اذهان را به خود مشغول کرده این است که چرا اسرائیل این مقطع زمانی را برای حمله به غزه انتخاب نموده است؟ تحلیل گران چند فرضیه را برای پاسخ دادن به این پرسش مطرح کرده اند که عمده آن ها عبارتند از:
 -1 نزدیکی انتخابات پارلمانی اسرائیل: یکی از دلایل انتخاب این مقطع زمانی خاص برای تهاجم به غزه نزدیکی انتخابات کنست(پارلمان) رژیم صهونیستی است و از آنجاییکه حزب پیروز این انتخابات تعیین کننده نخست وزیر اسرائیل است،‌این انتخابات برای احزاب مختلف دارای اهمیت است حزب کادیما به رهبری لیونی که شکست در جنگ 33 روزه برابر حزب ا... را در پرونده خود دارد و از طرفی ناکارآمدی در حل مناقشه خاورمیانه از این حزب چهره ای مخدوش در افکار عمومی اسرائیل ساخته است، با حمله به غزه قصد داشت خاطره شکست در جنگ 33 روزه را در اذهان عمومی بزداید تا در انتخابات پارلمانی فوریه آینده بر رقیب خود از حزب لیکود به رهبری نتانیاهو پیروز گردد و در واقع وجهه حزب کادیما را ترمیم نماید.
 -2 انتقال قدرت در کاخ سفید: با توجه به اینکه دولت ایالات متحده در وضع انتقالی قرار داشت و دولت آمریکا با شعار تغییر روی کار آمده و هدف خود را تغییر سیاستهای دولت بوش و بازسازی وجهه بین المللی آمریکا اعلام کرده،‌رژیم صهیونیستی با تردید نسبت به فراهم بودن چنین زمینه ای در دولت آینده آمریکا زمان کنونی را بهترین زمان برای حمله به غزه با هدف سرکوب حماس تلقی می کرد. از طرفی بر اساس تحلیلی دیگر ایجاد آتش بس یکطرفه دو روز قبل از ورود اوباما به کاخ سفید و ژست طرفدار مآبانه اوباما از فلسطین می تواند طرحی از قبل طراحی شده برای بازسازی وجهه ایالات متحده در دوران جدید تلقی گردد. آنگونه که سارکوزی از برگزاری نشستی در آینده نزدیک در رابطه با صلح در فلسطین و با کارگردانی آمریکا خبر داد و اوباما نیز با اذعان به اینکه من چند روز دیگر وارد قضیه می شوم و همه امور را اصلاح می کنم، این فرضیه را تقویت می کند.
 -3 پایان دوره ریاست حکومت خودگردان: با توجه به اینکه دوره ریاست محمود عباس بر حکومت خودگردان به پایان رسیده،‌این حمله به زعم اسرائیل می توانست حماس که به تمدید ریاست محمود عباس بدون برگزاری انتخابات تن نمی داد وادار به پذیرش این موضوع نماید و در واقع آنها نیز با این کار اهداف خود را پیش ببرند.
 -4 تعطیلات کریسمس: همزمانی حمله به غزه با تعطیلات کریسمس که افکار عمومی در غرب سرگرم برگزاری سال نو میلادی است می توانست تا حدی این موضوع را تحت الشعاع قرار دهد و از پوشش خبری و فشار افکار عمومی بکاهد.

ارزیابی دستاوردهای مقاومت حماس در نوارغزه:

اسرائیل پس از ناکامی در تحقق اهداف خود در حمله به نوار غزه، از سر استیصال بطور یکجانبه اقدام به آتش بس نمود و در واقع برای جبران شکست در عرصه نظامی اقدامات دیپلماتیک را برای تحت الشعاع قرار دادن این شکست و در واقع کسب پیروزی در عرصه سیاسی آغاز نمود.  کلیه اقدامات سیاسی با برگزاری اجلاس شرم الشیخ آغاز شد که دراین اجلاس همه شرکت کنندگان در یک اقدام عاجزانه و فوری خواهان تضمین امنیت اسرائیل شدند. شرکت کنندگان در اجلاس شرم الشیخ که در طول 22 روز جنگ حاضر به برگزاری جلسه ای دراین سطح برای حل بحران غزه نشده بودند، حال که عواقب جنگ را اینگونه پیش بینی نمی کردند سراسیمه به شرم الشیخ آمدند تا بار دیگر بر فرضیه "طرح از پیش طراحی شده حادثه غزه و خیانت برخی کشورهای عربی صحه بگذارند. آنچه باعث سراسیمگی کشورهای حامی رژیم صهیونیستی شده است دستاوردهای مهم مقاومت حماس در نوار غزه است که ممکن است پس لرزه های آن آینده خاورمیانه را متحول کند..

           اهم دستاوردهای حماس در 22 روز مقاومت شامل موارد زیر است    :
الف- دستاوردهای منطقه ای
 -1 ناکامی اسرائیل در تحقق اهداف: اسرائیل هدف از حمله به نوار غزه را نابودی حماس،‌توقف موشکباران حماس و کنترل نوار غزه و گذرگاههای آن توسط نیروهای بین المللی اعلام کرده بود، اما پس از 22 روز جنگ و انهدام زیرساختهای دولت قانونی حماس،‌ نتوانست در جبهه زمینی موفقیتی بدست آورد و تا روز آخر در پشت درهای نوار غزه ماند و با 1500 کشته و زخمی سرافکنده شد.
-2 محوریت یافتن جنبش حماس در فلسطین: اگرچه تا قبل از حمله اسرائیل به نوار غزه حماس از پایگاه مردمی بالایی برخوردار بود اما پس از جنگ این پایگاههای مردمی وسعت پیدا کردو به فراتر از مرزهای فلسطین رفته است و در خود فلسطین نیز که برخی گروهها مثل الفتح و ... با صرف هزینه های هنگفت در پی کسب مشروعیت و پایگاه مردمی بودند اما به جای آن حماس به عنوان محور مقاومت مورد پذیرش قرار گرفت.
 -3 تضعیف جبهه سازش: با پیروزی حماس در جنگ اخیر و تقویت اندیشه مقاومت جبهه سازش به رهبری مصر و عربستان بار دیگر در افکار عمومی جهان عرب تضعیف شده و سبب شد بسیاری از ملت های منطقه در برابر دولتهایشان قرار بگیرند و در واقع در جبهه واحد عربی سازش گرا تفرقه ایجاد گردد و نشست دوحه و مطالب مطرح شده در این نشست و عدم شرکت برخی سران عرب گویای این واقعیت است.
ب‌- دستاوردهای فرامنطقه ای
 -1اثبات ناکارآمدی سازمانهای بین المللی: در طول 22 روز جنگ و قبل از آن در زمان محاصره نوار غزه، سازمان ملل و شورای امنیت، از برگزاری جلسه مؤثر ناتوان بود و این موضوع ناکارامدی سازمان ملل و سایر سازمانهای بین المللی را به اثبات رساند.
 -2 افزایش تنفر عمومی نسبت به رژیم صهیونیستی: اسرائیل با فجایعی که در نوار غزه به بار آورد بخصوص در کشتار کودکان مظلوم و زنان تنفر عمومی را نسبت به خود برانگیخت به گونه ای که علاوه بر راهپیماییهای گسترده در سرتاسر جهان و در تمام قاره ها در اقدامی منحصر به فرد برخی کشورهای آمریکای لاتین اقدام به اخراج و یا تعلیق روابط خود با رژیم صهیونسیتی کردند و کشورهای عربی نظیر قطر نیز روابط تجاری خود با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد. در واقع اسرائیل با این اقدامات وجهه خود را در جهان تخریب نمود.
 -3 افزایش شکاف دولت: برخی کشورهای عربی که خود را در جهان عرب پیشرو معرفی می کنند در این حادثه با اتخاذ مواضع منفعلانه از طرف ملتهای خود مورد سرزنش قرار گرفته و در برخی کشورها این فاصله گسترش یافت و باعث اختلافات و درگیریهایی نیز گردید.
 -4 تثبیت حماس: جنبش حماس با مقاومت در نوار غزه و حمایتهای گسترده مردمی در فلسطین و سایر کشورهای منطقه ای و فرا منطقه ای ضمن تثبیت خود به عنوان دولت مردمی و قانونی،‌قدرت خود را نیز به رخ کشید و از این پس به عنوان یک قدرت نیز مطرح خواهد شد.
 -5 تحکیم وحدت امت اسلامی: اگر از برخی اختلاف نظرهای سران عرب بگذریم امت اسلامی در سرتاسر جهان یکپارچه از مقاومت حماس حمایت نمود و باعث وحدت دوباره امت اسلامی و عربی گردید.

خاطرات دوران دفاع مقدس همچنان ادامه دارد ...                       

   + ۲۵ کیلو ; ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧
    پيام هاي شما ()